یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

مشخصات بلاگ
یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

آقای من دستم را بگیر...
کودکی بازیگوشم...

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

بارش فصل گرم...جمعه...و گریه...

جمعه, ۷ تیر ۱۳۹۲، ۰۴:۲۵ ب.ظ

تو چت شده آسمونِ خدا؟؟میخوای بباری؟؟بیا بغل من باهم بباریم...

این نیمه شعبان هم گذشت و نیامد یار...

غرش ات دلم رو نمیترسونه تا وقتی غرش حیدری "مهدی فاطمه" هست...

بیا با هم بباریم...

بیا گریه کنیم برای اونی که اون بیرون سالهاست داره روزای جمعه برای ما گریه میکنه...

بیا تا این دلگرفتگی مونو باهم خالی کنیم...

همه مخالف...همه رودر رو...خودشون خبر ندارن...

ماجرای شیخ علی حلاوی میشه اونوقت...

باور کن کسی خبر نداره جز همون امام عصر...

آخه من...

چقدر خون جگر خورد امام عصر از برای ما...

=(

ببار ای ابر بارونی ببارون...

قول میدم نیام زیر بارون امام عصری ات،بخونم:

هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه...

عصر جمعه و بارون برای امام عصر و امام جمعه دیدنیه...

ببار تا بیام ببینم...

خوش به حالت ای آسمون...خوش به حالت...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۰۷
+مرا لطف تو می باید...

امام زمان

باران

نظرات  (۱۸)

حدیثه تو تابستان کلاس نمیری؟
پاسخ:
نمیدونم....
"چت دوستان" افتتاح گشت...
۱۰ تیر ۹۲ ، ۱۴:۰۲ رها پاک سرشت

خوب بود؟؟؟؟

نظرت چیه؟؟؟

برای عکس باید آپلود کنم؟؟؟

پاسخ:
نیاز به بهتر شدن داره...
من خودم امتحان کردم وقتی در روز پست زیاد میذارم،کسی پست های دیگه رو نمیخونه چون حوصله شون نمیکشه...
برای عکس هم برای نمایه ات میخوای؟
۱۰ تیر ۹۲ ، ۱۳:۵۶ رها پاک سرشت
samrafen313.blog.ir
پاسخ:
=)
اومدم.
خوب پ بشینیم کارمون را بکنیم تا یه چی نگفته..؟؟ الان چیزی نمیگه بده؟
پاسخ:
چرا...خیلی بده...
راست میگیا...
اگر چیزی نگه،سنگینی سکوتش بر دلمون بیشتر از حرف زدنشونه...
برای چی؟ بگو دیگه منو کشتی؟
پاسخ:
چون میدونه کار نمیکنم و هیچی نمیگه...="(
نسیمی از بهشت کیه؟
حالا چرا از اصفهان آمدی دپ شدی؟
پاسخ:
یه دوست وبلاگی جدید...
حاله دیگه...یه دفعه میگریره...
باش اگه نرفتم بیمارستان میزنگم..
پاسخ:
دستت مرسی =)
زنگ زدم، رومینا گفت: مبینا خوابه..!!!
پاسخ:
پس یک ساعت دیگه دوباره زنگ بزن.
منم یه مدت باهاش نحرفیدم.. بذار نمازمو بخونم بهش میزنگم میگم بیاد وبت
پاسخ:
واااااااای مرسی =*
باش، جدی میای پ بذار اتاقمو مرتب کنم..
پاسخ:
بذار یه وقت دیگه...دلم برای مبینا اندازه دونه خردل شده...بهش بگو بیاد وب... =(
نمیدونم یه خرشت درهم ک نمیدونم اسمش چیه ولی گوشت و سیب زمینی و.. اینا داره با برنج..
پاسخ:
من درآوردیه؟؟ =)
هرچی باشه میخورم غذا بکش دارم میام =)
باش.. ناراحت نباش.. من ک روز هایی ک مامانم میره بیمارستان مجبورم غذا درست کنم.. و تو این وضعیتی ک وقت ندارم کلی وقتمو میگیره.. امروز هم یکی از آن روز ها بود..
پاسخ:
چی پختی؟
حدیثه مگه چیزی شده؟ راستش را بگو لطفا..
پاسخ:
نه...شرایط روحی خودم چند روزیه به هم ریخته...از وقتی از اصفهان اومدم یه جوریم...نمیتونم کارمو فعلا با علاقه انجام بدم...ترجیح میدم بعدا انجام بدم...
سلام.. من لپ تابم قاطی داره بعضی وقتا نت به این وصل نمیشه ب خاطر همین در شرایطی ک پیش بیاد میتونم کارها را بکنم..
پاسخ:
سلام.فعلا عجله ای نداشته باش...فاطمه من یکم فرصت میخوام...فعلا شرایط روحی خوبی ندارم...
و خودم نمیتونم فعلا کاری رو انجام بدم...اما بازم بیا فردا تا بهت بگم کی شروع کنیم...
سلام.. بالاخره نشستم پای کارها.. دارم انجام میدم..
پاسخ:
سلام.ممنون...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۲۳:۳۱ جوان انقلابی
کاش ز مهدی باوری به مهدی یاوری برسیم...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۹:۱۱ نسیمی از بهشت
حالا که اینطوری شد لینکت میکنم تا بیشتر خوشحالشم.
پاسخ:
فدات...:*
عزیزمی...
۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۹:۰۳ نسیمی از بهشت
سلام خوشحال میشم پیش منم بیاید
پاسخ:
اِ خب اگه خوشحال میشی میام...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">