یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

آقای من دستم را بگیر...
کودکی بازیگوشم...

نویسندگان

پیوندها

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

از دست یکی از بچه های کلاس دلخور و عصبانی بودم...

رفتم دفتر تا درباره ی ثبت نام قلم چی با مشاور صحبت کنم...

آقای صفوی هم اونجا بودن...

مشاور گفتن: 

حالا چرا انقدر مضطربی؟!

گفتم :بچه ها نمیذارن که آدم آروم باشه...

آقای صفوی داشتن صبحانه میخوردن...نگام کردن و با لبخند گفتن:

الآن میام کلاس حال اون بچه رو میگیرم :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۱۳
+مرا لطف تو می باید...