یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

آقای من دستم را بگیر...
کودکی بازیگوشم...

آخرین مطالب

نویسندگان

پیوندها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مدرسه» ثبت شده است

شعر پایین به قلم خودمه که اوایل اردیبهشت ماه تمومش کردم به افتخار دوم ریاضی=)


سلام سلام بچه ها

چطوره حال شما؟

میخوایم بگیم شرح حال

شرح حال بچه ها

بچه های ریاضی

اونم دوم ریاضی

بیست نفریم و اما

بچه های گل و ماه

کم میارن پیش ما

******

درس می خونیم

درس می خونیم

شادی رو پیدا می کنیم

باهم خوشیم

پیش همیم

خستگی رو حس نکنیم

*******

حالا حالا شرح حال

شروع میشه بچه ها

****

یه سُلی[1] داریم که ماهه

دختر خوب و شاده

کولی[2] رو ببین چه جالب

فکر محمد جواده[3]

عاطی[4] رو ببین که شاخِ

غر زدن کلاسه

ساجده که حرف نداره

خ.قاف[5] دوسش میداره

طاهره رو به کل ول میکنیم

کلاً باهاش کار نداریم

گلی[6] خانوم نشسته

آرومه و قشنگه

دوری[7] که بابا حرف نداره

بچه زرنگ و ماهه

انیمیشن آر کلاسه[8]

محیا گل کلاسه

ساکته و باحاله

****

ملیحه حرف میزنه،طاهره هیس میکنه

طاهره حرف میزنه،ملیحه هیس میکنه[9]

مطهره نشسته

مشقاشو حل میکنه

****

هانیه کلاً حس نداره

خنثی است بابا بیداره

فکر نکنی که خوابه[10]

****

وایُ وایُ وای به سارا

فَکِ کلاس بالا

پر حرف این کلاسه

بعد ریحونه تازه[11]

پچُ پچُ پچ به سارا

ریحون دستِ بالا

البته اینو بگم:(اینجا باید به طور محاوره گفته شه و بعد به صورت شعر ادامه خونده شه)سوژه ی درس وِلا[12]

ریحونمون که تازه

پایه ی این کلاسه

همه دوسِش میدارن

چرا؟

چرا دوسِش ندارن؟

نیلوفرم که بِیسِ رزونانس کلاسه

جای معلوم نداره

میچرخه و میچرخه

رو نیمکتای ساده

طناز آروم نشسته

منتظر یه زنگه

ساعتُ هی میپرسه

حالا حالا اون ردیف[13]

ردیف کم و سَکیت[14]

یه ریحانه است که حالا نشسته تک و تنها

یه زهرای ساکته

که اسوه ی خ.ر [15]هه

وایُ وایُ وای به زینب

خنده کنندِ کِلَس[16]

مبینا هم که حالا آرومِ این کلاسه

شاید به قول سارا مامانِ این کلاسه[17]

منم که اینجا هستم

با شما همراه هستم

ما بیست نفر به کلی

 دخترای ریاضی

شاید بشه تنگ دله

سال دیگه این موقع

به این کلاس باحال

با اتفاق زیاد

یادت نره ای باحال

دختر شاد و بساز

ناین و ناین و ناین و ناین[18]

یادت باشه نی نای نای

جلو دانشگاه تهران

 

 

 

 

 

 

 



[1]  فامیلی دوستم سلطانی نژاد هست که به سُلی معروفه//حتی معلم ریاضی هم با نام سُلی شمارشو تو موبایلش سِیو کرده!

[2]  فامیلی این دوست عزیزم کولیوند هست .گهگاهی بقیه با نام کولی صداش می زنن.

 

[3]  محمد جواد داداش 6 ساله ی کولیونده که خیلی دوستش داره...

[4]  عاطی یا همون عاطفه معمولا سر درسا و زیادی تکالیف غر میزد به معلم ها...

[5]  مراد از خ.قاف اینجا معلم ریاضی مون خانم قاسمی هستن

[6]  گلسا

[7]  فاطمه دوراندیش یا همون D.D

[8]  تمام انیمیشن های درسی رو از سایت های مختلف خارجی پیدا میکرد و می آورد

[9]  سر کلاس وقتی ملیحه حرف میزد،تو اون ردیف طاهره هی میگفت :ساکت شو بابا=))

وقتی هم طاهره حرف میزد ملیحه همین کارو باهاش میکرد=))

 

[10]  هانیه تنها بچه ی کلاسه که هیچ وقت حس هیچ کاری رو نداره=))

[11]  عزیزان توجه داشته باشن که اینجا ایهام داره=)منظور از ریحون همون ریحانه خودمونه با سارا همه اش فک میزدن=)

[12]  خانوم عربی مون :خانم ولایتی...عاشق ریحانه بود=)بهش میگفت:سادات خانوم=)

[13]  ردیف کنار دیوار که گروه 5 نفره ی ما میشینن اونجا

[14]  ریشه ی "س ک ت" بر وزن فعیل

[15]  خانم روحی معلم فیزیکمون میگفت که الگوش زهرا هست...چون زهرا یه ختر فوق العاده خانومه...

[16]  زینب در خندیدن زده رو دست من=)

[17]  به این لینک مراجعه شودhttp://machantaa.blogfa.com/post/13

[18]  9/9/99 تاریخی که بچه های مدرسه قرار گذاشتیم ساعت 9 صبح جلوی دانشگاه تهران همدیگه رو ببینیم و از حال هم خبر بدیم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۲ ، ۱۱:۴۸
+مرا لطف تو می باید...