یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃
مشخصات بلاگ
یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

آقای من دستم را بگیر...
کودکی بازیگوشم...

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها
شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۹ ب.ظ

رجال ...

چه حال غریبانه ای دارم...


راستش را بخواهی ، تنها بیتی که حال این روز هایم را توصیف می کند این است :


نمی دانم چه می خواهم بگویم...

غمی در استخوانم می گدازد...

خیال ناشناسی ، آشنا رنگ

گهی می سوزدم ، گه می نوازد...


هر روز به تو فکر می کنم...

هر روز آینده را ترسیم می کنم...

آینده ای که حق تضمین کننده ی آن است...


می دانم که نمی دانی...

خودم هم نمی دانستم...


چند روز دیگر ، یک سال تمام می شود...

و من لحظه شماری کردم این یک سال را...

من در این یکسال فقط با یک خاطره زیستم...


آرزو می کنم به سال گذشته برگردم...


به همان لحظه که دویدم...

به همان لحظه که از فرط شوق ، قرآن را کنار قفسه ی کنار ضریح سیدالشهدا علیه السلام جا گذاشتم و دویدم...


و نمی دانستم چه کنم...


اما رسیدم...


من ! این رسیدن را دوست دارم...


من! یک عدد حدیثه ام...!!

الحمدلله که حدیثه ، نام همسر امام هادی علیه السلام و افضل الصلوة است...

خوشحالم 

:)


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۲۰
+مرا لطف تو می باید...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">