یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

❃ نَظَرَ مِن بابِ افتعال❃

مشخصات بلاگ
یکی اون بیرون به فکرته!!باور کن!

آقای من دستم را بگیر...
کودکی بازیگوشم...

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

"بسم ربِّ الإمام المنصور"

از مرحوم سید مهدی بحرالعلوم نقل شده است که فرموده بودند:من بارها از خداوند تقاضا کردم همسایه ی مرا در بهشت به من بشناساند تا اینکه شبی در عالم رویا به من گفتند: فلان قهوه چی اهل حلّه در بهشت همسایه تو می باشد.چون از خواب بیدار شدم از نجف مهیّای حرکت به طرف حِلّه شدم و پس از طی مسافت و ورود به حلّه به نوکر خود گفتم برود و فلان قهوه چی را به حضور من اورد.

چون او را ملاقات کردم و از وضع عبادت و زندگی او تحقیق نمودم مزید تعجب من گردید که این مرد به واسطه ی چه عملی مستحقِّ چنین مقامی گردیده که همسایه ی من در بهشت باشد و اینهمه علمای نجف اشرف و تجّار متدیّن و غیر ذلک لیاقت این مقام را نداشته باشند.چون قهوه چی تفکر من را دید ،پرسید:منظور آیت الله از احضار من چیست؟ناچار قضیه ی خواب را برای او نقل کردم.دیدم لبخندی زد و گفت:عدل خدا مقتضی چنین کرامتی نسبت به من می باشد.تعجب من زیاد تر شد که این شخص مگر چه عملی از برای خدا انجام داده که منتظر چنین کرامتی می باشد؛لذا به او گفتم افعال و عباداتی را که تاکنون برای من نقل نموده استحقاق چنین مقامی را ندارد.

گفت:آری،غیر از انچه گفتم کار خیر دیگری هم از برای خدا نموده ام که تا کنون به احدی اظهار نکرده ام و فقط امروز برای شما می گویم و راضی نیستم تا من زنده ام به احدی هم اظهار نمایید.

من به مادر خود گفتم در حلّه دختری را برای من پیدا کند تا او را به حباله ی نکاح خویش درآورم؛او دختری را از برای من پیدا کرد و من او را بحباله ی نکاح خود درآوردم و چون شب در حجله رفتم و نگاهم به عروس افتاد او را گریان و محزون دیدم؛جهت حزن و اندوه او را پرسیدم،گفت:درد نگفتنی دارم و امشب در پیش تو آبرویم می ریزد و پرده ام پاره می شود.دل من به حال او سوخت و به او گفتم:ابداً افسرده نباش و من حاضرم هر عیب و نقصی که در تو ببینم کتمان نمایم و به احدی نگویم.

دختر گفت:حقیقت امر ان است که جوان بی عفّتی ،بی عفّتی کرد و من از او باردار شدم و نمی دانم کارم به کجا خواهد انجامید.به او گفتم:متاثر نباش و من هرگز عیب تو را افشا نمی کنم و آن شب را به نحوی سلوک نمودم که زنها اصلاً از حال ما اطلاعی پیدا نکردند و چون آثار حمل او ظاهر گردید من قهوه خانه خویش را در حلّه بستم و به عنوان مجاور قبر حسین علیه السلام به کربلا  مشرّف شدم و به مقداری در کربلا ماندم که ان طفل به دنیا امد و به نام خویش او را توجّه نمودم تا امروز که آن بچّه به پانزده سالگی رسیده و در قهوه خانه مشغول خدمتگذاری می باشد احدی از حال او اطّلاع ندارد؛حتّی آن پسر هم هنوز از موضوع خبر ندارد.مرحوم بحرالعلوم به او مرحبا گفت و فرمود:سزاوار می باشی که همسایه ی من در بهشت برین باشی.
[1]

*با اندکی تلخیص




[1]   صد و ده حکایت ص 268/کشکول بهتاش ص 206

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۰۱
+مرا لطف تو می باید...

حکایت

نظرات  (۵)

۰۲ مرداد ۹۲ ، ۲۳:۱۶ جوان انقلابی
فقط
با امام حسین باشید
با امام حسین باشید
با امام حسین باشید...
همین
پاسخ:
با امام حسین باشیم
با امام حسین باشیم
با امام حسین باشیم
با امام زمان باشیم،با امام حسین هستیم...
همین...
آویزه گوشم کردم جوان=)
Just Imam zaman...@}----
مگه اون اقاهه نگفت رازمو فاش نکن پس چرا الان همه ما فهمیدیم؟:دی
پاسخ:
گفت تاوقتی زنده ام...=)
۰۲ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۵۴ رها پاک سرشت
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

عالی بود.....

ولی برای من یه سوال پیش اومد....

علامه ب*رالعلوم درسته خیلی آدم خوبی بوده و از این حرفا.....

ولی از کجا اینقدر مطمئن از خدا میخواد که همسایه اش رو تو بهشت بهش نشون بده!

سوالم رو فهمیدی؟؟؟؟

پاسخ:
از اونجایی که به قول مهدی نژاد خطاب به من که با گریه بهش گفتم:من از کجا بدونم بهشتی ام=( گفت:دیوونه ای که فکر میکنی بهشتی نیستی=)
علامه بحرالعلوم عزیزم،علامه بودن...
کشکی که نبوده...یه داستان جذاب دارن ایشون که حتما میذارم...
بعدشم وقتی به کسی وعده بهشت داده بشه اون طرف که هالو نیست...میفهمه ...متوجه پاسخم شدی؟

منم موندم که از کجا میدونن
واقعا ادمو به تامل وا میداره
قربون عدل خدا
ممنون از این پست قشنگ

پاسخ:
خواهش میکنم...
من وقتی خودمو جای این اقا میذارم میگم چقدر دل بزرگی داشته...واقعا لیاقتش همون بهشته و همسایگی مرحوم و علامه بحرالعلوم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">